عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار

87

قابوس نامه ( فارسى )

ازين بود كه در فصل بهار هوا معتدل گردد و چشمها « 1 » زيادت گردد و جهان روى بخوشى و راحت نهد . پس « 2 » عالم كه پيرست جوان « 2 » شود از تأثير وى ، تن ما كه عالم صغيرست همچنان شود . طبايع اندر تن ما معتدل شود و خون اندر رگهاى ما زيادت شود و منى در پشت زيادت گردد ، بىقصد مردم حاجتمند تمتع و مباشرت « 3 » گردد . پس چون اشتها « 4 » صادق گردد آنگه زيان كمتر دارد . و رگ همچنين بود پس تا بتوانى در سرماى سرد و گرماى گرم رگ مزن و اگر زيادتى « 5 » بينى اندر خون ، تسكين خون كن بشرابها و طعامهاى موافق . و تابستان ميل بغلامان « 6 » و زمستان ميل بزنان كن . و مخالف فصل چيزى مخور . و اندرين سخن مختصر كردم كه بيش ازين كرا نكند « و نستغفر » .

--> ( 1 ) - ل و ب و پ افزوده : آب ؛ ن افزوده : را آب ( 2 - 2 ) ، ل و ن : چون عالم كبير چنان ( ن : آن چنان ) ( 3 ) - ل : معاشره ؛ ن و پ : معاشرت و تمتع ( 4 ) - ل و ن و ب و پ : اشتهاى طبيعت ( 5 ) - ل : زيادتيى ( 6 ) - ل و ن و ب افزوده : كن ، و فعل « كن » از آخر جمله حذف شده است و به ظاهر بشيوهء نثر قديم كه فعل را در جزء اول جمله مىنوشتند و در جزء دوم بقرينه حذف مىكردند نزديكترست . در نسخهء پ « كن » دو بار آمده است